محمد صدرا و عمه ای که نیست! - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
محمد صدرا و عمه ای که نیست! • 9 و اینک محمد صدرا! خانم برادر گرامی هم زایمان کردن و گل پسر به دنیا اومد. قدمت مبارک برادرزاده عزیز من. بعد از تولد علی جانم، موقع تولد هیچ کدوم از نوه ها نبودم و غالبا بعد از یکی دو ماه، دیدم شون. معمولا خونه نبودم و اینجا مشغول تحصیل بودم. محمدحسین و عماد که هنوز د
امتحان شدم - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
امتحان شدم • 21 وقتی گفتم آزاد شدم و رهاییم مبارک، فکر نمیکردم به همین زودی برایش امتحان شوم ولی شدم. و خدا را شکر که پای این رهایی ماندم. یک من •
روزهای خوب، سلام - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
روزهای خوب، سلام • 20 هرچد شروع سال جدید برای من با سرماخوردگی شدید و عفونت گوش آغاز شد، اما امیدوارم در ادامه، روزهای خوبی را بگذرانم و این مساله به جز خودم به کسی بستگی ندارد. باید توکل کنم بر خدا و یا علی بگویم و با تلاش خودم روزهای خوبی را رقم بزنم. روزهای خوبی که نمیگویم اگر خوب است پس غم و غص
قبض و بسط مداوم - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
قبض و بسط مداوم • 19 این روزهایم شلوغ است. آماده شدن برای آزمون زبان و آزمون جامع دکتری. خواستگاری که تقریبا علاقه-ای به صحبت با او ندارم اما پذیرفته-ام یک جلسه صحبت کنم! چالش-های درونی-م و ... راستش دیشب به دوستی گفتم این اواخر دچار قبض و بسط روحی مداوم-م. خوف و رجا. امید و ناامیدی. من به چیزهایی
قلب درد - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
روزگار غریبی ست و من هم غریب تر... گاهی حتی بین نزدیک-ترین آدم-های زندگیم هم، احساس غربت دارم.وبلاگ نویسی راحدود شش یا هفت سال پیش شروع کردم.سیاسی اجتماعی می نوشتم تا سال 88. بعد شروع کردم به نوشتن در یک سبک دیگری:روزنوشت.قبلا تجربش نکرده بودم در قالب وبلاگ. روی کاغذ چیزهایی نوشته بودم.ورود به خوابگ
به یک خودم نیاز دارم! - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
به یک خودم نیاز دارم! • 16 الی بهم زنگ زده بود. از وضعیتش ناراحت بود. سردرگم و گیج. واقعیت-هایی آزارش میداد. گفتم الی اگر قادر نیستیم واقعیت-ها رو تغییر بدیم، باید تا زمانی که توانایی تغییرشون رو پیدا کنیم، باهاشون بسازیم. خوب هم بسازیم، یکجوری که خیلی درد نکشیم، افسرده نشیم. اگر هم واقعیت-هایی هست
... - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
روزگار غریبی ست و من هم غریب تر... گاهی حتی بین نزدیک-ترین آدم-های زندگیم هم، احساس غربت دارم.وبلاگ نویسی راحدود شش یا هفت سال پیش شروع کردم.سیاسی اجتماعی می نوشتم تا سال 88. بعد شروع کردم به نوشتن در یک سبک دیگری:روزنوشت.قبلا تجربش نکرده بودم در قالب وبلاگ. روی کاغذ چیزهایی نوشته بودم.ورود به خوابگ
آزمون جامع - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
آزمون جامع • 1 زمان زود میگذره. چه زود رسیدم به آزمون جامع. مرحله اول آزمون جامع ما فرداست. از ساعت 8 صبح تا 4 بعدازظهر و مرحله دوم که مصاحبه است بعد از تصحیح برگه-ها. یک من •
به پایان آمد این دفتر؛ حکایت همچنان باقیست - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
به پایان آمد این دفتر؛ حکایت همچنان باقیست • 18 و خبر جدید اینکه نمره آزمون جامع رو آوردم. هفت نفر شرکت کرده بودیم با ورودی های قبلی که سه نفرمون نمره آوردیم و بقیه از یک یا دو درس رد شدن و خب میانگین رو که باید 16 باشه، نیاوردن. و اینکه نهم تیر در روز تولدم متن مفصلی نوشتم که به زودی همین جا منتشر ...
متولد ماه تیر - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:00
فقط خرداد نیست که پر حادثه ست. ما در بطن حادثه متولد شدیم! سی و یک سال گذشت. امشب به نیت فکر کردن درباره روال زندگی xadام و نوشتن درباره آن بیدار ماندم. بیدار ماندم تا بدانم در همه این سالxadهایی که کم کم خودم را شناختم با زندگیxadام چه کردهxad ام، با خودم چند چند هستم و خدا را چگونه دریافته xadام؛ ...